![]() |
![]() |
|
| بزرگترین رنج دنیانداشتن مونس و غمخوار است... و از آن بزرگتر داشتن قلبی تهی از عشق است |
|
لحظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام مستم باز میلرزد دستم باز گویی در جهان دیگری هستم آی نخراشیبی به غفلت گونه ام را تیغ آی نپریشی صفای زلفکم رادست آبرویم را نریزی دل آی نخورده مست لحظه دیدار نزدیک است
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1384ساعت 12:16 بعد از ظهر توسط تک رعد تنها |
|
|
دروغ می گفت دیگری را دوست داشت. بارها گفتم دوستم داری؟گفت آری تا دیری خاموش بودم ولی از پای شکیب افتادم و گفتم راست بگو تو را خواهم بخشید. آیا دل به دیگری بستی؟ گفت: نه! فریاد زدم. بگو راستش هر چه هست تورا خواهم بخشید واز گناهت هر چه سنگین تر باشد خواهم گذشت عاقبت با آرزوی فراوان پیش آمدوگفت: مرا ببخش.........................دیگری را دوست دارم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت 4:36 قبل از ظهر توسط تک رعد تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
همیشه به خودم گفته ام زندگی یکبار اتفاق می افتد.
نباید روح زندگی را در خودمان بکشیم. بلکه باید حتی بعد از مرگ در یادها ویادگارها یمان زنده باشیم. |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1385 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 |
|
RSS
|