![]() |
![]() |
|
| بزرگترین رنج دنیانداشتن مونس و غمخوار است... و از آن بزرگتر داشتن قلبی تهی از عشق است |
|
وقتی که اعتماد من از ريسمان سست عدالت اویزان بود
و در تمام شهر قلب چراغ های مرا تکه تکه می کردند. وقتی که چشم های کودکانه عشق مرا با دستمال تيره قانون می بستند و از شقيقه های مضطرب ارزوی من فواره های خون به بيرون می پاشيد وقتی که زندگی من ديگر چيزی نبود.هيچ چيز به جز تيک تاک ساعت ديواری آنوقت تو ر ا دیدم و دریافتم باید تو رو دوست داشته باشم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 3:10 بعد از ظهر توسط تک رعد تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
همیشه به خودم گفته ام زندگی یکبار اتفاق می افتد.
نباید روح زندگی را در خودمان بکشیم. بلکه باید حتی بعد از مرگ در یادها ویادگارها یمان زنده باشیم. |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1385 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 |
|
RSS
|