تبليغاتX
عاشقانه
بزرگترین رنج دنیانداشتن مونس و غمخوار است... و از آن بزرگتر داشتن قلبی تهی از عشق است

من الفباي محبت رازتو آموختم  شمع جان از اخگر چشمان تو افروختم

سينه شد لوحي ونقش روي جانانم بر آن  ثروت عشقت به اعماق وجود اندوختم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 12:42 بعد از ظهر  توسط تک رعد تنها | 
وقتی خورشيد ميره تا چشماشو رو هم بزاره
رنگ خورشيد غروب چشماتو يادم می ياره
هميشه غروب برام عزيز و دوست داشتنيه
واسه اين که رنگ خوب چشمای تورو داره
غروبا قشنگن
با چشات يه رنگن
قشنگترين غروبو تو چشای تو می بينم
تموم عالمو پر از صدای تو می بينم
تو چه پاکی
توچه خوبی
تو شکوه يه غروبی
مثل دريای پر آواز جنوبی

تو برام ديدنی هستی مثل دريای جنوب
که پر از رازی و آوازی و قصه های خوب
ديدنت برای من هميشه تازگی داره
مثل جنگل
مثل ساحل
مثل دريا تو غروب
غروبا قشنگن
با چشات يه رنگن
قشنگترين غروبو تو چشای تو می بينم
تموم عالمو پر از صدای تو می بينم
تو چه پاکی
توچه خوبی
تو شکوه يه غروبی
مثل دريای پر آواز جنوبی.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 6:42 بعد از ظهر  توسط تک رعد تنها | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
همیشه به خودم گفته ام زندگی یکبار اتفاق می افتد.
نباید روح زندگی را در خودمان بکشیم.
بلکه باید حتی بعد از مرگ در یادها ویادگارها یمان زنده باشیم.

نوشته های پیشین
خرداد 1385
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
پیوندها
یه تنهای تنها
جزیره عشق
بیا آشتی کنیم
جاده بی انتها
سرو
نازی
دیونه تو
محمد شهامت دار
مرد قبیله
سارا
وفادار دلشکسته
خاطرت جمع که در خواب پريشان مني
سحر
مخصوص خانمهای باکلاس
وبلاگ همه برو بچ رشته برق
برنامه نویسی 8051
atlan
عکس
هر چی بخوای اینتو هست
حدیث تنهایی
شب و شعر
کجایی عشق من
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM