![]() |
![]() |
|
| بزرگترین رنج دنیانداشتن مونس و غمخوار است... و از آن بزرگتر داشتن قلبی تهی از عشق است |
|
گفتی از عشقم حضر کن ----چه بد کردم نکردم
یادمو از سر بدر کن ----------چه بد کردم نکردم روز اول گفته بودی ولی از تو نشنیدم --------توی آینه ی دیروز کاشکی فردا رو میدیدم با تو عشق آمد و گم شد هر چه بود زیرو زبر شد لحظه ها خالی و خسته زندگی بیهوده تر شد گفتی از عشقم حضر کن چه بد کردم نکردم فکر آزارو خطر کن چه بد کردم نکردم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 2:57 بعد از ظهر توسط تک رعد تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
همیشه به خودم گفته ام زندگی یکبار اتفاق می افتد.
نباید روح زندگی را در خودمان بکشیم. بلکه باید حتی بعد از مرگ در یادها ویادگارها یمان زنده باشیم. |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1385 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 |
|
RSS
|