![]() |
![]() |
|
| بزرگترین رنج دنیانداشتن مونس و غمخوار است... و از آن بزرگتر داشتن قلبی تهی از عشق است |
|
وقتی خورشيد ميره تا چشماشو رو هم بزاره
رنگ خورشيد غروب چشماتو يادم می ياره هميشه غروب برام عزيز و دوست داشتنيه واسه اين که رنگ خوب چشمای تورو داره غروبا قشنگن با چشات يه رنگن قشنگترين غروبو تو چشای تو می بينم تموم عالمو پر از صدای تو می بينم تو چه پاکی توچه خوبی تو شکوه يه غروبی مثل دريای پر آواز جنوبی تو برام ديدنی هستی مثل دريای جنوب که پر از رازی و آوازی و قصه های خوب ديدنت برای من هميشه تازگی داره مثل جنگل مثل ساحل مثل دريا تو غروب غروبا قشنگن با چشات يه رنگن قشنگترين غروبو تو چشای تو می بينم تموم عالمو پر از صدای تو می بينم تو چه پاکی توچه خوبی تو شکوه يه غروبی مثل دريای پر آواز جنوبی. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 6:42 بعد از ظهر توسط تک رعد تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
همیشه به خودم گفته ام زندگی یکبار اتفاق می افتد.
نباید روح زندگی را در خودمان بکشیم. بلکه باید حتی بعد از مرگ در یادها ویادگارها یمان زنده باشیم. |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1385 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 |
|
RSS
|